«پروانه­ای بر شانه ­ماه»

شعر اکنون مازندران

نادعلی فلاح، علی ذبیحی

««اسا شعر»» یا «شعر نوظهور مازندرانی» چند دهه­ای است در ادب بومی مازندران خوش درخشید و جایگاه در خوری پیدا کرد. امروزه بسیاری از شاعران با تجربه و پا به سن گذاشته و جوان در آن طبع آزمایی می­کنند و شعرهای درخوری به جامعه ادبی عرضه می­نمایند. نخستین هنرمندی که به قصد تغییر و تحول در جریان شعر مازندران در این راه گام برداشت ««جلیل قیصری»» چهره­ی نام آشنای شعر بومی مازندران است.

با این­که «نیما یوشیج» بنیانگذار تحول در شعر فارسی است و خود نیز دفترِ شعری به زبان مازندرانی دارد هرگز در این زمینه طبع آزمایی نکرده، شاعران بعد از او هم هیچکدام تا پیش از ««جلیل قیصری»» به خود جرات ندادند یا توان آن را نداشتند فصل تازه­ای بر دفتر شعر مازندران بگشایند. «جلیل قیصری» به تبعیت از شعر نو فارسی و همچنین به پیروی از شاعران گیلان که در این زمینه پیشتاز بودند، تحولی در شعر به وجود آورد که بعداً شاعرانی بومی مازندران که از نظر سابقه ادبی و سنی از او جلوتر و بزرگ­تر بودند نه تنها در برابر او جبهه نگرفتند، بلکه خود به سرودن «اسا شعر» پرداختند. «اسدالله عمادی»، «عیسی کیانی حاجی»، «محمود جوادیان (وهمن کوتنایی)«، «محمد داوودی» و... از جمله این شاعرانند.

««اسا شعر»» یا «شعر اکنون» که بعضی آن را «کله شعر» و «پِچکِه سوت» (= شعر کوتاه) می­گویند هم از نظر قالب و هم از نظر محتوا با شعر سنتی مازندران متفاوت است که «جلیل قیصری» اولین قدم در این راه را با بیانیه­ی «اسا شعر» در دهه­ی شصت آغاز کرد و بعد از آن چندین مقاله در این زمینه نوشت و بعضی از شاعران و نقادان مازندرانی که با او هم­عقیده بودند، در تکمیل کار او مقالاتی را در مجلات به چاپ رساندند. حاصل این مقالات و اشعاری که شاعران در این شیوه سرودند، «سارا اقبالی» در قالب کتابی به نام «پروانه­ای بر شانه ماه» و عنوان فرعی ««اسا شعر»: شعر نوظهور مازندرانی، مجموعه مقالات و اشعار» گِرد آورد و نشر «سولار» در سال 1396 با شمارگان 500 نسخه، آن را بسیار آراسته و با جلد سخت، روانه بازار کرد.

کتاب از دو قسمت «مقاله» و «شعر» تدوین گردید. بخش مقالات که در حقیقت گفتاری در بیانه و چگونگی شکل­گیری و پدیدارشناسیِ ««اسا شعر»» است. شامل یک پیش‏درآمد از گردآورنده است که به اجمال اهداف خود را از گردآوری این مجموعه بیان می­کند و مهمترین هدف آن «مرجعی باشد که حداقل اندکی از رشد و تعالی شعر اکنون مازندران را نشان دهد». پس از آن کتاب دارای مقدمه­ا­ی پنج صفحه­ای از «محمدصادق رئیسی» است که به مضمون و تاریخ شکل­گیری «اسا شعر» می­پردازد: «چگونگی شکل‏گیری اسا شعر به دهه شصت برمی­گردد» البته ایشان تاریخ دقیق­تری ارائه نمی­کند، در ادامه می­گوید «اسا شعر» مانند هر شعر مدرن، تولدی همانند داشت و مانند شعر نیما بعضی پیشتاز بودند اما به دلایلی موفق به عرضه نشدند. این نیما بود که موفق به سرودن شعر مدرن شد. ایشان اشاره نمی­کنند، قبل از قیصری چه افراد یا گروهی در شعر مازندران «اسا شعر» گفتند و موفق نشدند یا این­که قیصری به پیروی از «هِسا شعر» گیلان و شعر مدرن فارسی و... به چنین موفقیتی دست یافت.

  بخش اول کتاب به مقالاتی از «جلیل قیصری» اختصاص دارد که اهم آن­ها در کتابی با همین عنوانِ «اسا شعر» در سال 1379 نیز به چاپ رسیده است. این مقالات به بیانه «اسا شعر»، ضرورت­ها و نیاز­های «اسا شعر» می‏پردازد. این بیانیه، «اسا شعر» را دنباله­ی منطقی دوبیتی، امیری و انواع دیگر اشعار فلکلور مازندرانی می­داند و آن را با هایکو سرایی ژاپنی متفاوت می­داند (ص 22). در مقاله دوم هدف از «اسا شعر» را این گونه بیان می­کند: رفتن به سوی رهایی و آزادگی درونی و بیرونی است...(ص26). در مقاله سوم «اسا شعر» را یک ضرورت می­داند نه عجز و ناتوانی شاعر یا شاعران اسا سرایان (ص 40). به هر صورت قیصری در هفت مقاله که در این مجموعه یک جا گرد آمدند اهداف و ضرورت­ها و توجیه خویش را از «اسا شعر» مطرح می­کند.

«محمد صادق رئیسی» در سه مقاله به نام­های ««اسا شعر»، شعر زمان یا نوزادی خلق­الساعه، زبان مازندرانی و اساشعر و نظریه­ها و زیبایی­شناسی آفرینش»- که اهم موارد آن نیز در کتاب ««اسا شعر»» به سال 1379 منتشر شده بود- به تبیین و رویکرد «اسا شعر» پرداخته است و می­گوید «اسا شعر» آمده تا تصویرهای زندگی امروزی و رنج­ها و طاقت فرسایی روستائیان امروزی را به نمایش درآورد(ص 59) و خونی تازه در رگ­های بی­رمق شعر بومی به جریان اندازد(ص 65).

دکتر احمد ابومحبوب در مقاله­ی «اسا شعر، شعر نو مازندران» به رویکرد «اسا شعر» می­پردازد و آن را ادامه شعر نیمایی و فولک مازندران می­داند که در هم تنیدند، شیوه جدید سر از خاک برآورد. چرا که از نظر قالب از نیمایی تبعیت می­کند و از منظر موضوع به فولک نزدیک است زیرا دو مولفه در شعر شفاهی بیش از موضوعات دیگر خود را نشان می­دهد: طبیعت، صراحت گفتار(ص83-77).

«رجب بذرافشان» در دو مقاله «اسا شعر، شعر اکنون مازندران و «اسا شعر، مرگ کلیشه­ها» به تازه بودن فرم و زبان «اسا شعر» می­پردازد، در مقاله اولش می­گوید: «امروزه که شعر و ادبیات فولک مازندرانی در خود فروریخته و با اسا شعر دچار تغییر و تحول گردیده، نباید نگران تازگی و نوگرایی در شعر و ادبیات بومی-محلی باشیم» (همان: 91). نکته این جاست که آقای بذرافشان شعر فولک یا شفاهی را با شعر غیر فولک یا کتبی اشتباه گرفتند. شعر مازندرانی در چند دهه­ی اخیر به شکل نوشتاری درآمد و شاعران بومی‏سرا با چاپ آثارشان نه تنها با زبان شعر شفاهی فاصله گرفتند، بلکه در انواع قالب­های شعر فارسی به زبان مازندرانی طبع آزمایی کردند. از طرفی شعر شفاهی یا فولک از نظر زبان و موضوع بروزتر از شعر کتبی است، زیرا شعر شفاهی مسامحه‏کاری و محافظه‏کاری ندارد و راویان واژگان و اصطلاحات جدید را به کار می­برند. نمونه­اش ترانه­ها و شعرهایی که در مراسم جشن می­خوانند شاهد بر مدعاست. از طرف چون شعر شفاهی محافظه‏کار نیست زود رنگ عوض می­کند و خود را با جامعه مطابقت می­دهد در حالی که شعر مکتوب چنین خصلتی ندارد حتی «اسا شعر» که باید زبان مدرنی داشته باشد چنین نیست. شعرِ « از اون سر در انه ماشین پونزه / ونه دله کی نیشته مه تازه نومزه ...» ؛ یکی از ترانه­هایی است حدود چهل پنجاه سال پیش نقل محافل و مجالس بود. این در حالی است که حتی امروزه هم شاعران بومی‏سرا از آوردن واژگانی از این دست خودداری می­کنند.

ایشان در مقاله دوم خود سعی کردند به نظر و سخنان «جهانگیر نصری اشرفی» در کتاب «نغمه‏های سرزمین بارانی» پاسخ بگویند که اگر نیش برخی جملاتشان که الحق چندان هم زیاد نیست کمتر می‏شد، حاصل آن بهتر به بار می‏نشست.

«سعید جعفری کُجوری» در مقاله­ای بسیار کوتاه به تبین «اسا شعر» پرداخت: «اسا شعر، ترانه­ای روستایی است که محیط دست نخورده با طبیعت وحشی را در خیالی موسیقیایی با واژگان نژاده بازگو می­کند» (ص 112). البته تمامی شعر مکتوب حال و هوای روستایی دارد. مقاله ایشان که در یک صفحه تدوین گردید شکل مقاله ندارد و مثل بعضی از مقاله­ی این مجموعه تکرار گفتار دیگران است بهتر می­بود در پایان کتاب در قسمت کتاب­شناسی «اسا شعر»- که البته تالیف نشد- آورده می­شد.

«عباس حسن پور(شیون نوری)» در مقاله­ای مفصل«پدیدارشناسی اسا شعر» (صص134-115) برخلاف دیگر منتقدان و نظریه‏پردازانِ «اسا شعر»، آن را با اتکا به دو الگوی بومی (اَمیری و کَتولی) و الگوی جدید(بیرونی: هایکو و درونی: طرح و هسا شعر) می­داند. البته به کاربردن «کتولی» به جای اصطلاح ترانه- که در مقاله‏ی مهدی‏پور عمران در ص142 هم تکرار شده است- درست به نظر نمی­آید، زیرا کتولی نوعی موسیقی است نه نوعی شعر خاص. هر چند امیری (تبری tabri) هم نوعی موسیقی است اما در عین حال یک قالب شعری هم است. در مازندران می­گویند: «اَته کَتولی بَخون» (= کتولی بخوان) نمی‏گویند: «اَته کتولی بَئو» (= کتولی بگو). اما در باره امیری (تبری) متفاوت است، هم می­گویند: «اَته امیری(تبری) بَئو» هم می­گویند «اته تَبری بَخون» که قسمت اول نشان از سرایش شعر است و قسمت دوم نشان از موسیقی و آواز.

این مقاله با ساختار مقالات علمی- پژوهشی ارائه شده است که شامل چکیده، کلیدواژه‏ها، ارجاع درون متنی و کتابنامه و... است. با توجه به ساختار دیگر مقالات در این کتاب این بخش‏ها باید حذف می‏شد تا همسو و هم‏رنگ دیگر گفتارها می‏‏گردید. یا دیگر گفتارها، مانند این مقاله تنظیم می‏شدند.

در ادامه مقالاتی کوتاه از محمد داوودی «اسا شعر»، روح­الله مهدی­پور عمرانی(ویشار مازندرانی)«هست و نیست اسا شعر»، علی کفشگر«اسا شعر، شعری موجز، مملو از تصویر»، قنبر یوسفی دو مقاله«اسا شعر و تلقی­های تازه از شعر بومی» و «یاداشت­هایی در مورد اسا شعر» آمده است.

مقاله داوودی تکرار امپرسیونیم با قلمی دیگر است(ص133). مهدی‏پور هم در ص142 کتولی را نوعی شکلِ شعریِ مازندران می‏داند، در ص148 تاریخ شهریور 1376 برای مقاله علی کفشگر نقش بسته که منظور آن دانسته نشد. یادداشت‏هایی در مورد اساشعر خلاصه نویسی و برداشت‏ها نویسنده از گفتارهای دیگران است و مطلب جدیدی در آن نیست. این‏گونه می‏نماید که مقالات بعدی چیزی بر بیانه «اسا شعر» نیافزوده است جز اینکه نویسندگان و قلم نگارش تفاوت یافته است.

بخش دوم کتاب که بخش اعظم کتاب را دربرمی­گیرد، شعر سی شاعر- از شرق تا غرب مازندران- را همانند بخش آغازین براساس حروف الفبا آورده است.

چند نکته:

1- همان گونه که گفته شد، شعر شاعران پا به سن گذاشته و جوان و میان­سال را بر اساس حروف الفبا و بدون تاریخ آورده است. البته در مورد مقالات هم همین گونه است، اگر تاریخ و نام نشریه­ای که مقاله و شعر قبلاً در آن چاپ شد بیان می­شد، بهتر به نظر می­رسید. فقط در مقاله عباس حسن‏پور به تاریخ اولین بیانیه و چند «اسا شعر» (ص116)که در مجله «گیله وا» چاپ شد، اشاره گردید و همچنین توضیح داده که اولین بار مقاله­اش کجا چاپ شد(ص115) والا نه دیگر مقالات تاریخ دارند و نه شعرها. همچنین هیچ مقاله­ای غیر از مقاله عباس حسن‏پور منابع و مآخذ ذکر نشده است.

2- اشتباهات تایپی یا چاپی در کتاب زیاد است که گاهی خواننده دچار اشتباه می­شود. به عنوان نمونه هم در فهرست و هم در مقالات نام «احمد ابومحبوب» را «احمد ابومحمود» نوشتند (فهرست و ص77)، «فرشاد احمدی کلیچی» را به صورت « فرشاد احمدیکلیچی» (فهرست)، نام کوچک «رمضانی پاچی» نوشته نشد (ص431)، عنوانِ «فعالیت و تحرک» باید به صفحه 32 ، آغاز سطرِ یازدهم اضافه می‏شد، در صفحه 33 ، عبارت «2- تصویر» باید به «3- تصویر» تغییر یابد.

برخی اشتباهات تایپی کلمات:

درونی= دورنی (ص22)، جریانات= جریانانات (ص26)، عجز= غجز (ص40)، جریانی= جریانب(ص64)، مسیر منظم= مسیر کنظم(ص67)، تدوین= تدویم(ص68)، مسئله= مسدله (ص68)، مباحث= مباحص(ص69)، معیارهای= معیاهرهای (ص72)، چارچوب= چاچوب (ص78)، پرهیز= پرهسز (83)، مالارمه(ص107)، اذعان= اذهان (112)، پیش‏ زمینه‏ای= پیشزمینه‏ای (150)، مازندران= مازنردان (153)، مخلوط= مهلوط (156)، بپذیریم= بپذیر (158)، و ده­ها مورد غلط تایپی دیگر در کتاب هست که از ذکر آن صرف نظر می­شود. البته مهمترین دلیلش نبود نمونه خوان هنگام چاپ کتاب است که بسیاری از کتاب­ها نشر یافته دچار چنین معضلی هستند. بخشی هم بی­دقتی هنگام تایپ است که حروف­ها کنار هم به جای هم نوشته می‏شوند. مانند: « (م) و (ک) » یا « (ن) و (ب) » یا « (ی) و (س) » و ...

وجود غلط­های نگارشی مانند آوردن فعل مجهول یا ساخت بعضی از واژه­ها که بر سیاق فارسی نیست. نمونه: به کار بردن فعل معلوم به شکل مجهول«اسا شعر توسط جلیل قیصری چاپ و انتشار یافت»(ص:109 و 123و146 و...) «= جلیل قیصری، اسا شعر را چاپ و انتشار داد». ساختن واژه­های چون هستیت(ص106) ادبیت، بومیت، مدنیت (ص126 و 134) به خصوص واژه «بومیت» مصدر جعلی نادرست است. هراسه= مترسک(369)؛

بعضی جاها علایم سجاوندی رعایت نشده که باعث می­شود خوانش درستی صورت نگیرد: اما هایکو ..... در ایران نیما شعر نیمایی و آزاد را آورد(ص53) اگر بعد از ایران ویرگول گذاشته شود خوانش درست­تری صورت می­گیرد. در همین صفحه از خط سیزده تا صفحه بعد تا خط پنج که حدود سیزده سطر است داخل پرانتز توضیح داده است در حالی که بهتر بود برای عدم گسست افکار خواننده و دور نشدن از موضوع اصلی  در پاورقی نوشته می­شد. برخی جملات نیز به تکرار چاپ شدند (ص145، 156، 157).

یکدستی و نظم خاصی در ارائه اشعار وجود ندارد. هر شعر به سلیقه شاعر چاپ شد نه به سلیقه گردآورند. مانند پاورقی­هایی که در شعر هست، بسیار نامنظم است، بعضی‏ها پاورقی ندارند و شاعر زیر یک اصطلاح خاص توضیح داده به همان شکل نوشته شده؛ اجباری= سربازی (ص198). بعضی قسمت­ها که واژه‏ی «پاپلی» (= پروانه) جزئی از سروده بوده است طرح آن بین شعر و ترجمه‏ی شعر کشیده شد اما دیگر پرندگان و موجودات چنین شایستگی پیدا نکردند(ص 200 ، 366، 512 و...) که البته به دلیل نام کتاب یعنی «پروانه‏ای بر شانه ماه» بوده است اما توجیه آن چندان زیبنده نیست.

3- زبان «اسا شعر» مثل زبان شعر مکتوب روستایی است. یعنی از نظر زبانی تغییری در زبان ایجاد نشد. البته دلایل متعددی برای کار وجود دارد. در درجه اول پرهیز شاعران از به کاربردن واژگان غیرمازندرانی به خصوص واژگان دخیل غیر فارسی. دوم محافظه کاری خود زبان است وقتی به شکل مکتوب درمی­آید، دیر تغییر پیدا می­کند. نکته سوم که بسیار مهمتر از نکته­های دیگر است، زبان مازندرانی است که زبانی روستایی؛ یعنی کشاورزی و چوپانی است. این زبان با این همه قدمت هرگز زبان شهری و تحصیلکرده نبوده، این در حالی است که از منظر دایره واژگان در این حوزه بسیار قوی است. به عنوان مثال چه در زمینه کشاورزی و چه در زمینه چوپانی واژگان متعددی وجود دارد، برای یک گوسفند انواع اسم از نظر رنگ، سن و سال، شکل ظاهر و... داریم. 

4- مهمترین نکته در اساشعر از منظر روساخت است که با هایکو سرایی، شعر نو نیمایی، هسا شعر قرابت و همسویی دارد، اما از منظر موضوع و محتوا با توجه محیط و فرهنگ تفاوت اساسی دارد به خصوص هایکوسرایی که شعری فلسفی است و «اسا شعر» هرگز چنین رویکردی ندارد.

5- بهتر بود در پایان کتاب چند مورد رعایت می­شد:

الف: کتاب نامه، واژه نامه، فهرست اعلام و ....، تا هم در قسمت شعر پاورقی­ها حذف می­شد و اگر خواننده­ای دنبال واژه­ای می­گشت به راحتی پیدا می‏کرد.

ب: مقاله‏ای در خصوص کتاب‏شناسیِ «اسا شعر» (فهرستِ مقالات و گفتارهای چاپ شده و مجموعه اشعار و گزیده اشعار منتشر شده) آورده می­شد که می‏توانست مقاله‏ای مهم باشد. کتاب شناسی برای کارهای انجام شده و جلوگیری از تکرار آن­ها و شناخت بهتر خلاء‏های موجود که در آینده باید مورد پژوهش و مداقه قرار گیرند، بسیار مفید است.

6- نکته­ای که در کتاب مغفول ماند معرفی مختصری از شاعرانی است که چند دهه اساشعر سرودند و اشعار خویش را در اختیار گردآورنده قرار دادند. اگر به طور مختصر شاعران را- در همان دو صفحه‏ی سفید بعد از نام شاعر- معرفی می­کرد نَه بر حجم کتاب افزوده می‏شد و هم خوانندگان بهتر شاعران را می­شناختند.

7- عدم تناسب و تقسیم یکسان صفحات کتاب بینِ شاعران، از جمله مواردی است که به وضوح به چشم می‏آید. حدود یک سوم حجم کتاب به دو الی سه شاعر اختصاص یافت و باقی کتاب به دیگر شاعران. در این میان حدود یک سوم از اشعار ««جلیل قیصری»» و «محمدصادق رئیسی» مجدداً از کتاب «اسا شعر» در سال 1379 به این کتاب نیز انتقال یافتند.

قوی بودن ترجمه بسیاری از شعرها- از خودِ شعر- ، عدم یا تعداد کم شعرهای عاشقانه در مقابل اشعار اجتماعی و... از جمله موضوعاتی قابل بحث است که فرصت دیگری می­طلبد.

در خاتمه ضمن تبریک و خسته نباشید به خانم «سارا اقبالی» گردآورنده این مجموعه، امیدوارم این اثرِ ارزنده مورد توجه پژوهشگران و شاعران و علاقمندان به فرهنگ و ادب مازندران قرار گیرد و در تجدید چاپ، نقایص آن بر طرف گردد. چرا که این کتاب کامل­ترین اثر در زمینه‏ِ ««اسا شعر»» تا به امروز است.

                                                                                                 

منبع:

پروانه­ای بر شانه ماه، سارا اقبالی (1396)، تهران: نشر سولار.

«اسا شعر»، «جلیل قیصری» و محمدصادق  رئیسی (1379)، تهران: نشر میرماه.

                                                                                                        خرداد 1396