موسیقی مازندران در یک نگاه

 

مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران:موسیقی محلی ایران در مازندران با توجه به پیشنیه‌ی تاریخی قوم ساکن در منطقه، وسعت جغرافیایی و طبیعت زیبا و متنوع، از گستره و واریته‌های مختلفی برخوردار است.
موسیقی محلی ایران در مازندران نیز با توجه به این قاعده کلی مانند موسیقی محلی دیگر مناطق کشور به عنوان زیرشاخه‌ای از موسیقی ایرانی با یک رابطه‌تاثیرو تاثر برگرفته از فرهنگ، آداب و رسوم و باورهای ایرانی بوده و در عین حال دارای ظرایف و ویژگی‌های منطقه‌ای است.

ادامه نوشته

داستان عباس مسکین و فاطمه دلخون

برگرفته از: طبیعت(روستای گته چال گرگان) www.gatchal.blogfa.com

 

شرح گل بگدار در وقت دیگر             شرح بلبل گوی شد از گل جدا

انسانها تشکیل دهنده جامعه و سازنده آن  میباشند  پس زندگی  تک تک افراد جامعه میتواند  برای ما سرمشق و مفید میباشد و بیان زندگی واقعی انسانها  بهترین داستانها برا ی ما میباشد

گلستان سر زمین سر سبز و دارای آب و هوای  معتدل بوده که در کناره های دریای خزر و دامنه کوههای البرز واقع شده است  در گلستان سه منور کننده چشم  سبزه ؛ آب و صورت مومن فراوان میباشد  اینجاست که عشق پدید میاید و وجود عشق است که به زندگی هدف میدهد  و طراوت میبخشد وشعر بوجود میاید و حلاوت میبخشد

ادامه نوشته

امیر و گوهر  

 

راوی: خانم ها داشتند می رفتند بازار، گوهر گفت:  سر راهه، امیر منو می بینه.

گفتند: کاری می کنیم که تو رو نبینه، نشناسه.

گفت: نمی شه، امیر منو می شناسه.

مزرعه ی امیر سر راه بود و داشت تیمجار رو کرت بندی می کرد، خانم ها یک بچه به گوهر دادند، بغلش کرد تا امیر او را نشناسه. امیر سرش را بلند کرد و نگاه کرد، دید پنج شیش تا خانم دارند می روند بازار و یک بچه هم بغل گوهر است، از روی راه رفتن گوهر او را شناخت. گفت:

ادامه نوشته

بررسی گزاره های قالبی در افسانه های مازندران

این مقاله در فصلنامه فرهنگ مردم شماره ۳۹ سال ۱۳۹۰ ویژه ی  قصه (۲)به چاپ رسید.

 

 

روش کار:این مفاله بر اساس افسانه هایی که نویسنده طی چند سال ضبط کرد، مورد بررسی و دقت نظر قرار گرفت، نه افسانه هایی که پزوهشگران طی چند سال در مازندران انتشار دادند، چرا که افسانه  های چاپ شده باز نویسی گردید، در نتیجه تغییراتی در آن ها ایجاد شد.در حالی کهافسانه  های ضبط شده مواد خامی اندکه هیچ گونه دخل و تصرفی صورت نبسته است. برای بهتر روشن شدن مطلب در پایان جدولی از آغاز و انجام قصه های چاپ شده درج گردید تا خوانندگان خود داوری فرمایند.

              مقدمه:

  مازندران مثل بسیاری ازجاهای ایران گنجینه ای ازقصه ها، سرگذشت ها، متل ها، مثل ها، ریشه ی ضرب المثل ها، حوادث محلی وتاریخی و...می باشد. قصه هایی که شاید هزاران سال سینه به سینه گشته، به ما رسیده است. هر چند منشا ومنبع بسیاری ازقصه هادقیقامشخص نیست، ولی هرچه هست، خاستگاه وخواستگاه ذهنی بشروامیال وآرزوهای آن هاست. امیال وآرزوهای دست نیافتنی بشر که سالیان سال در دل داشتند، با آن سر گرم بودند. فرزندانشان را آموزش دادند و بالاخره با آن زیستند اما امروز با توجه به تغییر و تحول سریع جامعه، قصه ها سرنوشت دیگری پیدا کردند.

       در این بین برهمه ی فرهنگ دوستان فرض است، برای ثبت وحفظ ادبیات شفاهی به هر طریق ممکن دست به کار شوند؛ چه از طریق پژوهش چه از طریق های دیگر از جمله کمک های  مادی ومعنوی و.... حال کار پژوهشگر قصه ها این است که بدون هیچ گونه غرض ورزی ودیدگاه های منحرف و منحط دست به کار شود، به خصوص در مازندران که مناطق بکر و دست نخورده کم ندارد. هر چند این، کار ساده ای نیست. مثل خبرنگاری است که با مشکلات زیادی دست وپنجه نرم  می کند. به نظرم اگر کار جمع آوری قصه ها، فرهنگ وآداب و رسوم از خبرنگاری سخت تر نباشد، راحت تر وساده تر هم نیست.شاید در بعضی مواقع دشوارتر هم باشد. چرا که خبر نگار با توجه به مقاصد از پیش تعیین شده که هم کسب در آمد و هم کار فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و...است، دست به چنین کار می زند ولی پژوهشگر بیشتر از روی علاقه و کمتر کسب درآمد چنین می کند. منتها مسئله ی اصلی آن است که خبرنگار از قبل اطلاعاتی در باره ی مصاحبه شونده دارد اما پژوهشگرادبیات شفاهی در بسیاری موارد با کمترین اطلاعات  و شناختی به سراغ راوایان قصه ها می رود.
ادامه نوشته