یلدا پیشاپیش مبارک


همه ی عمر دمی بود و نمیدانستیم
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک


فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم
تشنه لب، عمر بسر رفت و به قول سهراب


آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم!..
آخر پاییز شده ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!


روی تختت امشب ،
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ...


بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی ...
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ...


فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟!
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم

آیین های چله شو در غرب مازندران

به بهانه شب یلدا/مردم در شب چله معتقدند بايد چهل نوع خوراكي براي خوردن آماده كنند تا بلنداي شب يلدا را با آن همراه با شادي سپري كنند كه اين امر به صورت نمادين و با تهيه غذاها و تنقلات محلي در كجور انجام مي گيرد كه در كنار آن فانوس بعنوان نماد روشنايي و خوشبختي تا شب يلداي سال بعد روشن مي شود.

مازندنومه،محمد حسین ملایی کندلوسی:در شهرستان‌هاي غرب مازندران آيين شب يلدا همچون ديگر نقاط ايران اسلامي با شيوه خاصي برگزار مي‌شود. يكي از اين مناطق، بخش تاريخي كجور نوشهر است كه اهالي آن در شب يلدا، لباس محلي مي‌پوشند، غذاي محلي مي‌پزند و با طبل و سرنا و خواندن نغمه‌هاي محلي به رقص و پايكوبي مي‌پردازند تا شادماني را به يكديگر هديه كنند.


ادامه نوشته


درباره افسانه‌هاي مازندراني
موضوع:
افسانه‌ها و قصه‌هاي مازندراني
مازندران
پديدآورنده:
نويسنده:نادعلي فلاح
ويراستار:خديجه نامدارجويباري
ويراستار:هاجر امامي
ناشر:

رسانش نوين

48 صفحه - پالتويي (شوميز) - چاپ 1 - 1100 نسخه 7 -09-6826-600-978
978-600-6826-09-7
تاريخ نشر:22/08/91
قيمت پشت جلد :20000 ريال
كد ديويي:398.2
زبان كتاب:فارسي
محل نشر:تهران - تهران

معرفي مختصر كتاب:
موضوع کتاب حاضر، مطالعه و بررسي چارچوب و اسلوب افسانه‌هاي مازندراني است. اين کتاب که مجلّدي از مجموعة «شناخت‌نامة مازندران» است، با هدف شناخت بهتر بخش‌هايي از فرهنگ ديرينة مردم استان «مازندران» و اعتلاي سطح اعتماد به نفس عمومي مردم اين استان تدوين شده است. پژوهشگر در اين اثر، ضمن تعريف افسانه و مطالعة آن از لحاظ شيوة انتقال و محتوا، افسانه‌هاي مازندراني را مورد توجّه قرار داده و چگونگي آغاز و پايان آن در تمهيدات قصّه‌ها را بررسي نموده است. بخش پاياني کتاب، مشتمل بر معرّفي اجمالي افسانه‌هاي منتشر شده در مازندران است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در ضمن کتاب افسانه ی عاشقانه طالب و زهره که به شرح و تحلیل افسانه طالب و زهره براساس روایت های گوناگون می پردازد، جلد دیگری از مجموعه ی شناختنامه ی مازندران می باشد

موسیقی مازندران از     جهانگیر نصری اشرفی

 
 
 

موسیقی مازندران هنوز در کلیه مناطق تبری زبان کشور معمول است از همین رو گستره ی جغرافیایی این موسیقی علاوه بر استان مازندران، برخی از نواحی را که امروزه از نظر تقسیمات کشوری در محدوده تهران، سمنان و دامغان قرار دارد در بر می گیرد. بر همین اساس مردم ساکن در بخش های عمده ای از کوهستان های البرز همچون قصران قدیم شامل ( لواسانات،اوشان و فشم) رودهن و بوم هن، دماوند و فیروزکوه، سواد کوه لاریجان و دو سمت رودخانه ی هراز، کوهستان های سه هزار و دو هزار، کجور، چلاو و بند پی، دو دانگه، چهاردانگه تا هزار جریب شرقی...

موسیقی مازندران

ادامه نوشته

ریشه ی زبان مازندرانی(بر گرفته از مازندنومه)

دکتر حسن بشیرنژاد،پژوهشگر،زبان شناس و استاد دانشگاه،آمل:مازندرانی(تبری) از خانواده­ي زبان­های هند و اروپايي، از شاخه­ي زبان­های هند و ايرانی و از گروه زبان­های ايرانی است.

سخن در باب تاريخ، منشاء و ريشه­های اين زبان چندان ساده نيست زيرا اطلاعات دقيقی در اين مورد در دست نيست و تمام آنچه که از پيشينه و روند تطور اين زبان از گذشته­های دور تا به امروز گفته می­شود، ظاهراً فرضياتی هستند که بر پايه تحقيقات تاريخی، شباهت­های واژگانی اين زبان با ديگر زبان­ها و برخی استنباط­های شخصی استوار است.

 تحقيقات باستان­شناسی و تاريخی حکايت از آن دارد که پيش از مهاجرت آريايي­ها به سواحل جنوبی خزر، بوميانی هم در اين ناحيه می­زيستند(فصل 3) و بدون شک اين بوميان برای تبادل افکار و انديشه­های خود به زبانی يا زبان­هايي صحبت می­کردند. حجازی کناری (1372: مقدمه) بيان می­کند که تا کنون از زبان تيره­های محلی پيش از آرياييان هيچ­گونه مدرک مکتوبی به دست نيامده است اما در عين حال معتقد است که پس از ورود آرياييان به کرانه­های جنوبی دريای خزر زبان تازه­ای از ترکيب زبان آريايی و زبان بوميان منطقه پديد آمده و اين دگرگونی در همه­ي سرزمين­های محل سکونت آريايي­ها اتفاق افتاده است.

 البته مشخص نيست که چه نشانه­هايي از زبان بوميان منطقه در مازندرانی امروزی وجود دارد که تائيد کننده اين ادعا باشد. به علاوه اين فرض را هم نبايد از نظر دور داشت که زبان آريايي که زبان مهاجمان و به لحاظ برخورداری از پشتوانه­های قدرت يک زبان برتر بود، بر زبان بوميان غلبه يافته و آن را به کلی، و البته به تدريج، حذف نموده باشد و آنچه که امروزه موجود است تنها بازمانده زبان آريايي باشد.

ادامه نوشته

ای ایران ای مرز پرگهر(بر گرفته از اینترنت)

  در شهریور 1323زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، حسین گل گلاب تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد. او مشاهده می کند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی روح الله خالقی (موسیقی دان) می رود و شروع به گریه می کند. غلامحسین بنان می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید:
ادامه نوشته