یلدا پیشاپیش مبارک


همه ی عمر دمی بود و نمیدانستیم
حسرت رد شدن ثانیه های کوچک


فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم
تشنه لب، عمر بسر رفت و به قول سهراب


آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم!..
آخر پاییز شده ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!


روی تختت امشب ،
بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ...


بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی ...
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ...


فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟!
جوجه ها را بعدا با هم میشماریم