محمد لوطیج
دوره ی پنج جلدی داستان های شفاهی مازندران
نادعلی فلاح، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ مردم و ادبیات بومی است که از پراکنده نویسی برکنار مانده و تمام آثارش در طول سه دهه فعالیت ادبی، پیرامون فرهنگ مردم و به ویژه افسانه های محلی سامان یافته است. پیش از این، کتاب های اوسنه های مازندرانی، منظومه ی امیر و گوهر، طالب و زهره و فرهنگ مردم سیریز کرمان از فلاح منتشر شده است. مجموعهی پنج جلدی داستان های شفاهی مازندران، تازه ترین و در عین حال مهم ترین کار نادعلی فلاح و حاصل دو دهه پژوهش میدانی و نظری است که بر اساس مبانی علم افسانه شناسی تدوین شده است و قدمی بزرگ در حفظ و انتقال این میراث سحرانگیز به شمار می رود. داستان های شفاهی مازندران در پنج جلد فراهم آمده است: داستان های شفاهی مازندران(1) (افسانه های سحرآمیز) داستان های شفاهی مازندران(2) سرگذشت (افسانه های عاشقانه و حکایات) داستان های شفاهی مازندران(3) (افسانه های واقع گرا) داستان های شفاهی مازندران(4) (افسانه های طنزآمیز و تمثیلی) داستان های شفاهی مازندران(5)(اسطوره، قصه و لطیفه) شناساندن چنین اثری به نسل تازه، مایه ای برای تداوم فرهنگی است که نسل ها دوام آورده و تا امروز رسیده است. حیف است صدایی به این زیبایی و با این تنوع، در گستره ی فرهنگی ایران جایی نداشته باشد.
محمد لوطیج
در ستایش داستان های شفاهی مازندران
اثر نادعلی فلاح
خانه ی ما آخر دنیا بود. دره ای در فاصله ی دو کوه و در میان مراتع؛ «کبود دره». هر روز فاصله ی شش کیلومتری را می دویدیم تا به مدرسه برسیم. مدرسه ای که صبح و عصر دایر بود. و عصر دوباره این فاصله را می دویدیم تا به خانه برسیم و تا قبل از آن که خستگی ما را به خواب ببرد، مشق ها را بنویسیم. با این حال زندگی رسم خوشایندی بود. با انبوهی از سنت ها. اواسط زمستان، عمو حسن به خانه ی ما می آمد و یکی / دو هفته پیش ما می ماند. آمدن عموحسن هم جزء سنت بود. عمو حسن افسانه های زیادی از بر داشت. راوی خوبی هم بود. هنوز حالت چهره اش، تغییر لحن و لهجه، حرکت دست هایش و زبان بدنش را به خاطر دارم.
یکی بود یکی نبود
یک حسن شال ترس بود
یک کل عباس بود
شاه عباس کبیر و زن قالیباف.
دخترکی که از ظلم نامادری شانه به سر(هدهد) شد و...
و با همین قصه ها عاشق ادبیات شدیم.
سال ها از آن دوران گذشته و سبک زندگی ما هم به شکل سرسام آوری تغییر کرده، عمو حسن ها هم یا از میان ما رفته اند و یا در آپارتماتی کوچک و دور از نوه و نتیجه ها، جومونگ می بینند. گویی ما نیز همچون دیوهای قصه های عمو حسن، اسیر طلسم قصه ها شدیم.
و در این روزها چه لذتی دارد خواندن قصه هایی که از عمو حسن شنیده بودم. آن هم به همت نادعلی فلاح و کار بزرگ او در کتاب پنج جلدی داستان های شفاهی مازندران.