گنیما

چشم شور ، چشم زخم .

از قدیم الایام درباره چشم شـوره و چشم زخم ، اعتـقادات خاصی وجـود داشت و سخنان و گفته هایی در بین عامه مردم رواج یافت . هنور هم بر این باورند که چشم شور،چشمی که از روی حسادت وبخل می تواند زندگی انسان را به خاکستر تبدیل کند . حالا این باورها در بعضی جاها با شدت و حدت بیشتر در بعضی جاها کمتر وجود دارد . عده ای هم بر این باورند ، در چشم بعضی از انسان ها نیروی مرموزی نهفته است که می تواند با یک نظر حیوان ،انسان ،یا حتی ماکیان خانگی یا هر چیز زیبا و قشنگ را از پای در بیاورد  یا از پایه و ریشه بخشکاند . وقتی مرغ خانکی یا جوجه ها دسته جمعی می میرند می گویند : چون فلانی با چشمان شورش دیده است ، چنین اتفاق افتاده اشت  یا اینکه شخصی ناگهان بیمار شود  یا  یچه ای  به  خاطر شیرین  زبانی  در  جایی  مریض  شود ، می گویند : چشم خورده است. در این باره داستانی در بین عمه مردم وجود دارد که جالب توجه است: در زمان حضرت محمد(ص) دشمنان آن حضرت هر کاری کردند تا او را از پای در بیاورند توفیق نیافتند تا اینکه پیر زنی چشمانش خیلی شور بود . گفتند: به خانه حضرت برو، چشمش بزن ! آن پیر زن با وعده و وعید قبول می کند به خانه پیامبر می رود . از آن طرف به پیامبر خبر رساندند که پیر زنی می خواهد به خانه ات بیاید و همچین قصدی دارد . برای چاره کار پیامبرتدابیری اندیشید . آیینه ای به دیوار نصب کرد . پیامبر روبه روی ایینه قرار گرفت . چهره زیبایش در آیینه منعکس شد . پیر زن به محض وارد شدن به خانه ، چشمش به چهره پیامبر در آیینه افتاد. آیینه تکه تکه شد و پیامبر از یک سوء قصد حتمی جان سالم بدر برد. مطلب فوق ، حاکی از آن است که مردم اعتقاد خاصی به چشم گیرا و چشم شور دارند و برای خنثی کردن آن هم تدابیری اندیشدند که در مناطق مختلف با هم متفاوت است .

 باز عامه مردم بر این اعتقادند آنهایی که چشم شور دارند به دو دسته اند: عده ای از روی حسادت و بخل چشمان شور و گیرایی دارند ، عدهای از روی دوستی و علاقه .

شخصی می گفت : من اگر به چیزی دل ببندم یا خیلی دوستش داشته باشم چشمانم او را مورد اذیت و آزار قرار می دهد . حتی به مال و اموال بچه ها و نوه ای خودم .

 

در روستاها و شهر های کوچک که روابط انسانه تنگا تنگ و حسنه تر است . همه همدیگر را می شناسند ،  افراد شناخته شده ای  هستند که چشمان شورشان معروف است . آن ها به محص وارد شدن در جایی ، حیاطی و ... صاحب خانه از ترس ، چندین صلوات می فرستد تا شاید از این طریق از خطرات احتمالی در امان بماند  چون  اعتقـاد  دارد : با  صلوات  می تواند بلا را از خودش دور کنند  یا اینکه روی زمیـن تـُـف ( آب دهن ) می ریـزد  یا  می گوید : ته چش بوره سیو سگ موس [1]  یا چشم به سنگ یا تخته یا اینکه دست به تدابیری می زند که شاید از بلایی به وسیله چشم شوره و گیرا گرفتار آن می شوند در امان بمانند ؛ مثل جیکو (جیک او) تخم مرغ نوشتن ، اسفند و کل پر دود کردن و...

1-      جیکو (جیک او)[2] 

وسایل مورد نیاز : یک کاسه مسی ، انبر آتش ، زغال

نیت می کنند که برای چه کسی جیکو بکنند مثلاً برای حسن ، علی و ...

با انبر زغال را خیلی ریز می کنند ، با نوک انبر آن را داخل آب می ریزند . هنگام انداختن زغال داخل آب نام تک تک افـــرادی که مورد نظر شان است می برند ؛ آنهایی که احتمـــال دارد چشمانش شور بود و فرد نیت شده را مریض کرده است ، می گویند : چش به فلانی مثلاً حسن ، حسین و... تش تش دکفـــه او[3] اسم هر فردی را که بر زبان می آورند یک زغـال داخل آب می ریزند و همین عبارت را می گویند . زغال وقتی داخل آب افتاد . صدا می دهد و خاموش می شود . هر چه این صدا بلنـدتـر باشد مــی گوینـد چشـم همـان فرد گرفتـه است .  درپایان هم با انـــبر یک زغــال بر می دارند و می گویند : جمه بزا ، پنشمبه بزا، چارشمبه بزا ،سه  شمبــــه بزا  ، د شمبــه بزا  ، یگ شمبــه بزا  ، شمبــه بزا  ، تش ، تش دکفــه او ، او بوره دریا[4] در ادامه می گــــوید : ســگ ، شـــــــال[5] ،بامــــشی [6]،جهنــــده ، پرنده ، هر کس چش دکتـــه تش ، تش دکفـــــه او ، او بــورده دریا [7] ، آب داخل کاسه را چهار گوشه کله[8] می ریزند. بعد کمی آب روی بچه یا هر کس و هر چیزی که چشم زخم خورده است با نوک انگشتان می پاشند . باقی مانده آب را توی خیابون یا چهارراه می ریزند.

2-      کول پر ( کولک)[9] یا اسفنج[10]

کول پر را یا به تنهایی دود می کنند یا قاطی با اسفند . به دو صورت دود می کنند تا دفع بلا گردد.

1- خیلی ساده .کول پر یا اسفند را داخل ظرف مخصوص می ریزند . آتش می زنند و دود می کنند؛ یعنی روی زغال می ریزند دودش می کنند . هنگامی که دود بلند شد به فرد مورد نظر یا هر چیز و هر کس، دود می دهند بعد به بقیه آدمهای آن خانه. سوخته اش را توی خیابان می ریزندیا چهار راه .

2- برای رفع بلا و چشم خوردگی کول پر را می شماند . شمارش آن بدین صورت است :

کی بنویشته[11] ؟ فاطمه . کی دکاشته [12] ؟ مرتضی . کی بچیه [13] ؟ مصطفی . چشم حسود ، چشم بخیل ، چشم دوست ، چشم آشنا ، چشم پری ، چشم زری [14] چشم شمبه بزا ، چشم یگشمبه بزا ، چشم دشمبه بزا، چشم سه شمبه بزا ، چشم چار شمبه بزا ، چشم پنشمبه بزا ، چشم جمه بزا، غیر ازمحمد ، انسی [15]، جنسی [16] بعد نام آن عده آدمی که می شناسند و احتمال می دهند که چشم زده باشند ، به زبان می آ ورند و می گویند : چش بوره کول پر،کول پر بوره تش ، تش بوره هوا بوره دکفه دریا [17] بعد کول پررا روی زغال می ریزند ، دود می کنند ، برای شخصی که کول پر را برایش شمردند و دود  کردند ، خاکستر را به پیشانی اش می مالند . سوخته کول پر را روی جاده یا چهارراه می ریزند . بعضی توی آب می ریزند ، چون اعتقاد دارند که روی کول پرالله نوشتــه شده است . بعضی روزهای جمعــه کـول پرروی آتــش نمی ریزند ، چون معتقدند روز جمعه حضرت محمد ( ص) به دنیا آمد و روز حضرت محمد ( ص) است.

آنها که می خواهند بریزند می گویند : به غیراز محمد( ص) . این روز برای عروس و داماد یا نوزاد دود می کنند، بچه اگر زیاد گریه کند یا آدمهای زیادی او را ببیند همچنین بیشتر عروسیـها روز جمعــه است ؛ مجبور می شوند ، دود می کنند . بعضی ها کول پر را گاز می زنند . بعد به نام همان شخص داخل آ تش می ریزند . اگر اسفند یا کول پر بعد از سوختن کامل سوسو بزند ، می گویند : چشم فلانی آن قدرشور بود ، سوسو می زند . بعضی ها معتقدند کول پری که توی حیاط یا باغ روییده باشد ، برای بی وقتی [18]خوب نیست .

3-      میرکا [19]

خر مهره را به گردن بچه یا حیوان آویزان می کنند معتقدند: وقتی شخصی چشم شور دارد ، به محض دیدن بچه یا حیوان چشمش به خر مهره می افتد و آن شخص یا حیوان از بلا دور می ماند .

4-      ته دونه [20]

چوب درحت ته دونه را به شکل های مربع ، مستطیل ، دایره و ... می تراشند و انتهای آن را سوراخ می کنند . به گردن بچه آویزان می کنند . بعضی ها هم اطراف این چوب را خر مهره به رنگ های مختلف می گذارند : به پیشانی حیوانات مثل گاو ، اسب ، گوسفند و ... آویزان می کنند اعتقاد دارند از چشم زخم جلوگیری می کند .

5-      تخم مرغ : با تخم مرغ به سه صورت برای رفع بلا یا چشم زخم عمل می کنند .

1-   تخم مرغ را انتخاب می کنند به نیت مثلاً گره گشایی یا حسد یا چشم زخم و ... سه سوره از قرآن کریم به نام های ناس ، فلق و لهب را روی آن می نویسند . چون به نام شخص مورد نظـر است روی او می گرداننــد . بعـــد توی یک کاسه ای آن را می شکنند ، دفن می کنند یا توی گلدون می ریزند . ازآن جایی که قرآن روی آن نوشتــه شده است حتمــاً بایـد دفـــن شود یا توی گلــدون ریختــه شـود . زیرا مورد بی احترامی قرار نگیرد بعضی هـا روی تخم مرغ چشم می کشند ، عده ای هم چشم می کشند و یک فلش می کشند به سمت چشم .

2- همان شخصی که چشم خورده است ، تخم مرغ را روی سرش می چرخانند . بعد پیش دعا نویس می برند تا بنویسد در قدیم با زغال می نوشتند . یک عدد زغال و اسفند یا کول پر ( کولک) هم می آوردند . دستمــال یا روسری یا پیــــراهن شخص چشم خورده را زیرآن  می گذاشتند بعد اسفند یا کول پر را داخلش می ریختند . با زغال روی تخم مرغ نام تک تک افـرادی کـه مورد نظر بود از دوست و دشمــن و ... به احتمــال اینــکه چشــم زده باشنــد می نویسند. وقتــی اسم تک تک افراد را نوشتند . دو تا دو ريالی یا هر ســکه ای دیگر بر می دارند تخم مرغ را در وسط آ ن قرار می دهند . نام هر فرد را که می برند از دو طرف به تخم مرغ فشار وارد می کنند . فشار نه کم نه زیاد؛ در حد متوسط . هر کس که چشم زده باشد به محض بردن نام او و فشار دادن با سکه تخم مرغ می شکند. وقتی تخم مرغ شکست .       

سر چار راه تکه گِل بر می دارند توی آن می ریزند . آن گاه آن را داخل رود خانه یا جوی آب می ریزند . بعد کول پر یا اسفند را می شمارند آتش می زند به چشم خورده دود می دهند سپس خاکستر ش را توی خیابان یا چهار راه می اندازند . تا رفع بلا شود . امروز فقط با مداد یا خودکار روی تخم مرغ می نویسند و بعد وسط دو تا سکه آن را می شکند . توی رود خانه می ریزند نه از زغال خبری است و نه از کول پر و اسفند .

3- روی تخم مرغ دعای ، جاعت فجیعت ، معجعت الفجعت انفلقت جاعت ، نجعت فجعجعت ، انفجعت انفلقت را می نویسند ، بر سر بیماری می چرخانند . از بالای یقه پیراهن عبور می دهند و پایین پیراهنش در می آورند . آن را می شکنند .د ر چهار راه محل، نزدیک خانه می اندازند .

در همه موارد  فوق اعتقاد بر این است که بیمار سلامتی اش را به دست می آورند . اگر چنین نشد پس بیمار چشم نخورده است .

پاره اي از اعتقادهاي عاميانه در باره ي چشم زخم

 *گالش ها و چوپانان،از وزن كردن،تقسيم و جا به جا نمودن محصولات دامي در انظار ديگران پرهيز مي نمودند واين كار را در خفا انجام مي دادند و بر اين باور بوده اند كه چشم زخم مي خورد و محصولاتشان كم مي شود.

*از ته كفش آدم هاي شور چشم مقداري گل بر مي دارند تا دفع چشم زخم گردد.

*شاخه يي از درخت "ته دونه"(درخت جنگلي با ميوه هاي ريز و شيرين)را در جلوي خانه و يا برسردرحياط مي گذاشتند تا دفع چشم زخم گردد.

*نعل اسب را در جلوي سر در حياط و يا برستون هاي ايوان خانه نصب مي كردند و بر اين باور بودند كه دفع چشم زخم مي گردد.

*پشت اتاق هاي چوبي كاميون هاي باري نيز نعل اسب را نصب مي كنند تا رفع چشم زخم باشد.

*در كشتزار ها كله ي اسب رابرسر چوبي نصب كرده،بر اين باور بودند كه دفع چشم زخم مي گردد.

*بر گردن حيواناتي كه در منزل نگهداري مي كردند،يك يا چند خر مهره آويزان         مي كردند يا اين كه بر پيشاني اسب يا گاو علاوه بر خر مهره ،بعد از خريد بلافاصله

خمير مي ماليدند تا رفع چشم زخم وبلا گردد.

*عده اي بر اين باورند كه چشم بعضي ها گيرا است ،به همين خاطر از جلوي آن عده آدم ها عبور نمي كردند.

*براي اين كه مرد تعريف و تنجيد قرار گرفتند ،چشم نخورند،از لباس خود مقداري پرز كنده در آتش مي ريختند.

*براي رفع چشم زخم مي گويند چشم به سنگ يا تخته يا اين كه صلوات مي فرستند.همچنين مي گويند :"چش به سيو سگ موس "1؛يعني چشمت به كون سگ بخورد يا برود.

وقتي كه مي خواهند از كسي تعريف كنند واز حسن هاي او بگويند مي گويند رويم به تخته تا از آسيب چشم در امان بمانند.س

اگرزن حامله اي ميت را ببيند،چشم بچه اش شور مي شود.(شايدبا اين كار مي خواستند براي رعايت مسائل بهداشتي،زن حامله كه آسيب پذير است،به مييت نزديك نشود.)

امروزه علاوه بر موارد بالا ان يكاد را هم مثل همه جاي ايران بر سر درگاه ها و خانه ها نصب مي كنند و معتقدند براي رفع بلا و ضرر و زيان احتمالي مفيد است.

Siu sage mus  ə b 1-ĉəŝ                                         

منابع:

1-باورها وبازي هاي مردم آمل،علي اكبر مهجوريان نماري،فرهنگ خانه ي مازندران،ساري،چ اول

1374

2-باورها وبازي هاي مردم مازندران،علي اكبر مهجوريان نماري،نشر شمال ،آمل ،چ اول،1384    

3-فرهنگ و آداب و رسوم سواد كوه،فريده يوسفي،انتشارات شلفين،ساري ،چ دوم،1380

4-نگرشي جغرافياييبر آمل،مجيد لونجي،آمل،چ اول 1371

5-راويان:زهرا فرحبخش،هفتاد ساله-مريم ابوالقاسمي،چهل و دوساله-محمد پولاديان پنجاه ساله معلم.

 

پایان    

مهر 83           نادعلی فلاح   

 



1- te Čəš bure siu sage mus  چشمت به کون سگ سیاه برود.  

2-  Ĵiku  یا  Ĵik?u . Ĵik جرقه آتش را می گویند (او) ?u آب جیکو یعنی جرقه آتش داخل آب در اینجا به معنی زغال خیلی ریز داخل آب .

3-  . taš dakəfe ?u،  taš ، Čəš bə fəlani چشمی که به فلانی خورد ، داخل آتش بیفتد و آتش هم داخل آب .

4- Ĵəmə bəzā , panšammə bəzā, Čāršammə bəzā, səšammə bəzā, dəšammə bəzā, yəgšammə bəzā, šammə bəzā taš taš dakəfə ?u, ?u burə daryā    هرکسی که جمعه زاییده شده ، هر کسی که پنج شنبه زاییده شد، چهار شنبه زاییده شد، سه شنبه زاییده شد، دو شنبه زاییده شد، یک شنبه زاییده شد،  شنبه زاییده شد، چشمش داخل آتش برود اتش هم داخل آب ، آب هم به دریا برود .

5-šāl   شغال

6-bāməši  گربه

7- Har kasi  Čəš dakətə taš taš dakəfə ?u ?u burə daryāهر کس که چشم زد . چشمش داخل آتش برود. آتش بیفتد داخل آب ، آب هم برود به دریا .

1- kalə . جلوی بخاری های هیزمی مکانی مربعی شکل درست می کردند زغال های داخل بخاری را توی آن می ریختند کتری یا قوری یا حتی قابلمه غذا را روی آتش می گذاشتند تا بپزد.

2- kul par , kulak  . گٌـل پر از بوته ای به نام هِلرگ həlarg بدست می ـید که در آغاز فصل بهار در مناطق ییلاقی می روید معمولاً در تیر ماه به بار می نشیند البته بستگی به گرما و سرمای منطقه هم دارد.

3- ?əsfanĴ اسفند.

4- banvistə  نوشت.

5- dəkāštə  کاشت .

6- baČČiye چید ، درو کرد.

7- zari جن . 

8- ?ənsi انسانی

9- Ĵənsi  جنی

10- bure kul par , kul par bure taš ,taš bure havā  , bure  dakəfə  daryā  Čəš چشم داخل گل پر بیفتد داخل آتش ، آتش برود هوا آنگاه بیفتد توی دریا .

 

 

1-  یک اصطلاح است، کسی که ناگهان بیمار شود می گویند بی وقتی کرده است؛ یعنی جن یا آل و پری او را مورد آزار و اذیت قرار دادند . برای بی وقتی هم مثل چشم زخم عمل می کنند .

2- mirkā – خر مهره . میرکا دو گونه است یکی خیلی درشت و ناموزون است به آن خر میر کا می گویند گونه ریزتر و زیباتر است به آن میرکا می گویند معمولاً میان هر چند تا میر کا چند تا خر میرکا می گذارند.

3- tah dunə ته دونه نام درختی است که میوه بسیار ریز سیاه رنگ و شیرین دارد. که معمولاً در پاییز (مهر و آبان) محصول می دهد .

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 18:57  توسط نادعلی فلاح  |